به نام خدا
موضوع تحقیق : اشعار متناسب با موضوع دروس دین و زندگی2
سیده مریم یعقوبی گودرزی
سرگروه آموزشی دین و زندگی خارک
سال تحصیلی : 94-1395
موضوع درس اول : هدف و غایت در جهان
فراق وصل چه باشد ، رضاى دوست طلب تو بندگى چو گدایان به شرط مُزد مكن
حافظ
ساقیا جام دمادم ده كه در سیر طریق نفاق و زرق نبخشد صفاى دل حافظ
سر عاشق كه نه خاك در معشوق بود حافظا سجده ابروى چو محرابش كن
موضوع درس دوم: نظام آفرینش
به نام آن كه هستي را بنا كرد بشر را با طبيعت آشنا كرد
پديد آورد دشت و كوهساران فرو باريد بر آن برف و باران
زمين را داد پوشش از گياهان شود محفوظ از سيلاب وطوفان
ز خاك آورد بستان و چمن را زدشتان گل،ز كوهستان گون را
موضوع درس سوم : شیطان
جنگ آدم و شیطان از دیدگاه استاد شهریار
به جنت جنگ آدم بود و شیطان خدا هم عذرشان را خواست از دم
فرو آوردشان در خاک ، فرمود جهنم یا بهشت اینجاست توأم
اگر صلح و صفا ، عالم بهشت است و گر جنگ و جدل ، دنیا جهنم
در این صورت چه نابخرد کسانیم که غمگین می کنیم این عیش خرم
موضوع درس چهارم : بعد روحانی و جسمانی
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حلّ معمّا نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده بر اُفتد نه تو مانیّ و نه من
خیّام
جانهاست در آن جهان بر انبار زده تنهاست درین بر در و دیوار زده
تا چند ز جان و تن دری میباید هر ذرّه دری است، لیک مسمار زده
عطار
موضوع درس پنجم : مرگ
شیر اجلت چو درکمین خواهد بود در خاک فتادنت یقین خواهد بود
در دور زمان مساز املاک و بدان قسمت ز زمان دو گز زمین خواهد بود
عطار
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
مولوی
موضوع درس ششم : معاد
زان میترسم که در بلام اندازند همچون گویی بی سر و پام اندازند
روزی صد ره بمیرم از هیبت آنک تا بعد از مرگ در کجام اندازند
عطار
وقتست که درتابم چون صبح در این عالم وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد
بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
مولوی
موضوع درس هفتم : برزخ
عشق از مشت خاک آدم ریخت آن قدر خون که رنگ عالم ریخت
چیـست آدم؟ تــجـلّـی ادراک یـعنـــی آن فــهم مـعنی لـولاک
احــدیّـت بـنـای مـحـکـم او الــف افــتــاده عــــلـّت دم او
دال او مــغــز اول و انـجــام که در او حـدّ وحـدت است تمام
مـیـم آن ختـم خلقت عـــالم ایـــن بـــود لـــفظ و معنی آدم
قلزم کاینات و هر چه در اوست جــوش بیـــتابی حقیقت اوست
ژیلا راسخ
موضوع درس هشتم :
عاشق مهر قیامت باش گرشدی سائل علی موافق وقوع قیامت باش گر شدی مقلد علی
عازم راه قیامت باش گر شدی محب علی منتظر عذاب قیامت باش گر شدی دشمن علی
جواد پایدار
موضوع درس نهم : بهشت
دل خون شد و کس محرم این راز نیافت در روی زمین هم نفسی باز نیافت
پر درد به خاک رفت و در عالم خاک هم صحبت و هم درد و هم آواز نیافت (عطار)
دردا که درین سوز و گدازم کس نیست همراه، درین راه درازم کس نیست
در قعرِ دلم جواهر راز بسی است اما چه کنم محرم راز کس نیست عطار
موضوع درس دهم : توکل و اعتماد بر خدا
راهی به خودم که می نماید آخر بندی ز دلم که می گشاید آخر
چون کار ز دست جمله کردند برون چه کار زدست ما برآید آخر
عطار
موضوع درس یازدهم : دوستی با حق
کو مستمعی تا سخنش برگویم واحوالِ دلِ ممتحنش برگویم
بیخویشتنی ندیدهام در همه عمر تا واقعهٔ خویشتنش برگویم
این سوز که خاست با که بتوانم گفت وین واقعه راست با که بتوانم گفت
این دم که مراست با که بتوانم زد وین غم که مراست با که بتوانم گفت
عطار
موضوع درس دوازدهم : عزت مندی
بزرگ فلسفه قتل شاه دين اين است كه مرگ سرخ به از زندگى ننگين است
حسين مظهر آزادگى و آزادى است خوشا كسى كه چنينش مرام و آيين است
نه ظلم كن به كسى نى به زير ظلم برو كه اين مرام حسين است و منطق دين است
موضوع درس سیزدهم : عفاف
غنچه از خواب پرید
و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید
و بدو گفت : سلام
لیک افسوس
جوابی نشنید
ساعتی چند گذشت «گل چه زیبا شده بود»
دست بی رحم که آمد نزدیک
گل مغرور
زوحشت پژمرد
یک خار در دست خلید
و گل از مرگ رهید
صبح فردا
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام
عظیم صاحب کرم
موضوع درس چهاردهم : امر به معروف
|
نیک درویشم و در حُسن زکاتی هم هست
|
بده ای محتشم حُسن به درویش زکات
|
اوحدی مراغه ای
|
خراج جان و دل خواهی تو را زیبد که سلطانی
|
زکات حُسن اگر بدهی به من باری که مسکینم
|
سیف فرغانی
موضوع درس پانزدهم : کار و درآمد حلال
علم و حكمت زاید از لقمه حلال عشق و رغبت زاید از لقمه حلال
چون ز لقمه تو حسد بینی و دام جهل و غفلت زاید آن را، دام دان
هیچ گندم كاری و جو بردهد دیدهای! اسبی كه كره خر دهد
لقمه تخم است و برش اندیشه ها لقمه بحر و گوهرش اندیشهها
زاید از لقمه حلالای مه حضور در دل پاك تو و در دیده نور
موضوع درس شانزدهم : نماز و روزه
همه شب نماز خواندن،همه روز روزه گرفتـن هـمـه سالــه از پـی حـج، سفــر حجـاز کـردن
زمدینــه تا بـه کعبــه، سـر و پـا بـرهنــه رفتـن دو لـب از بـرای لبیکــ بـه گفتــه بـاز کـردن
شب جمعـه هـا نخفتـن ، به خــدای راز گفتـن ز وجــود بـی نیــازش، طلـب نیـــاز کــردن
به مساجـد و معابـد، همه اعتکاف کردن ز ملاهـی و مناهی، همـه احتـراز کردن
به حضور قلب ذکر خفی وجلی گرفتن طلب گشایش کار ز کارساز کردن
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن گه وگه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن زمبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را، ثمر آنقدر نبخشد که به روی ناامیدی ، در بسته باز کردن...
شیخ بهایی
پایان